مرتضى مطهرى
72
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
پس بالاخره رسيديم به اينجا كه از اين دو حيثيت مختلف كه ما در اشياء مىبينيم يكى را بايد عينى بدانيم و ديگرى را انتزاعى ؛ آن وقت اصالت ماهيتى ماهيت را عينى مىداند و وجود را مفهومى انتزاعى ، و اصالت وجودى وجود را امر عينى مىداند و اين ماهيتها و مقولهها را انتزاعى . البته قائلين به اصالت وجود ، مقولات را كه دسته بندى همهء ماهيات است انكار نمىكنند ؛ مىگويند در يك سطح ، آنها درست است و ما به طور مسامحه ماهيت را امر حقيقى مىدانيم ولى در نظر عميق ، معناى مقولات اين است كه آنها حقايقى هستند كه از وجودات انتزاع مىشوند نه به اين معنى كه آنها حقايقى هستند كه عينيت مال آنهاست . اكنون مىپردازيم به ادلّهاى كه بر اصالت ماهيت و ادلهاى كه بر اصالت وجود اقامه شده است . اول مىرويم سراغ اصالت ماهيتىها . ادلهء قائلين به اصالت ماهيت دلائل اصالت ماهيتىها همان دلائلى است كه بر اعتباريت وجود آوردهاند ؛ و ما گفتيم اگر چه اصالت ماهيت به اين شكل براى شيخ اشراق مطرح نبوده است ولى براى وجود اعتباريت قائل است ، چون بعد از اينكه ماهيت را اصيل مىدانسته است به دنبال اعتبارى بودن وجود رفته است . عمدهء حرف شيخ اشراق - كه به عنوان يك قاعدهء كلّى حرف خوبى است گر چه آن قاعده را نتوانسته است خوب پياده كند و بعد ملا صدرا و امثال او اين قاعده را خوب پياده كردهاند - اين است كه گفته است : « كلّ ما لزم من تحققه تكرره فهو اعتبارى » . هر چه كه لازمهء حقيقت داشتنش مكرّر شدن خودش باشد آن امر اعتبارى است . اول به يك چيز ديگر مثال مىزند . مىگويد مثلا وحدت نمىتواند امر حقيقى باشد ، وحدت بايد امر اعتبارى باشد ، چون اگر وحدت امر حقيقى باشد خودش بايد يا واحد باشد يا كثير . همانطور كه در مورد يك كاغذ كه يك امر عينى است بايد گفت اين كاغذ يا واحد است يا كثير و خارج از ايندو نمىتواند باشد ، حالا خواه كثير دو تا باشد خواه هزار تا و خواه يك ميليون ، وحدت هم اگر حقيقت داشته باشد و خودش امر عينى باشد قهرا اين سؤال دربارهاش هست كه آيا واحد است يا كثير ؛ و چون هر كثيرى از مجموع واحدها به وجود مىآيد ( كثير يعنى مجموعى از